تبليغاتX
جمهوریت
آرشیو مطالب   تماس با مدیریت سایت   صفحه نخست  
سایت خبری-تحلیلی - راهبردی جمهوریت سعی دارد منعکس کننده صدای جمهور باشد نه بلندگوی گروهی خاص

سیاست روز
احتمال برکناری سعید مرتضوی قوت گرفت
حمله لباس شخصي‌ها به حسينيه دراويش گنابادي اهواز
جان بلتون از زمان حمله اسرائیل به ایران خبر داد
خودکشی دانشجویان تحت فشار کمیته انظباطی
سرقت لب تاپ محسن امین زاده به روایت ابطحی
تهديد تلفني ۹ تن از دانشجويان منسوب به "طيف چپ"
حراست ایرنا خبرنگار برنا را اخراج کرد
دکتر ابراهیم یزدی :اشکال از ولایت فقیه است/نظام از درون در حال رسیدن به بن بست است
تعرض به یک دانشجوی دختراین بار در دانشگاه زنجان
نسرین ستوده: از ارسال کنندگان اس ام اس تهدید آمیز تحت عنوان"ستاد خبری" شکایت خواهم کرد
اعتبارنامه و مشکل شناسنامه های جعلی
تحلیل بیزینس میدل ایست از تقابل مجلس هشتم و دولت نهم
دستگیری ۸ تن از فعالان زن در تهران
ریاست جمهوری نهم و مرزهای آبی کشور/نوشتاری از اعظم طالقانی
خداحافظی cPanel با سایت‏های ایرانی
پورمحمدی: احمدی‌نژاد بار اول در سال 85 خواست که استعفا بدهم
بیانیه 1200 تن از مدافعان حقوق برابر به مناسبت سالروز 22 خرداد
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
سیاست نویس(حسن محمدی)
موج سوم
یاری
چرک نوشته ها(حامد صالح آبادی)
بوی خاک(محمدرضا یزدان پناه)
پستو(فرزانه آئینی)
روزنه(نرجس حق بیان)
اقتصاد نویس(نرگس رسولی)
وبلاگ آش ايروني
برای هیچ کس(یلدا)
ملی مذهبی
نهضت آزادی
سایت خبری امروز
جبهه مشارکت-مازندران
یاران باران(اصلاح طلبان اصفهان)
شب نوشته ها(مرجان نمازی)
سایت خبری نوروز
آواز نو (وبلاگ حسن اسدی زید آبادی)
نقطه دید
تارنمای سیاسی واجتماعی واندیشه نثرما
سايت موسسه اسلامي زنان
سايت جامعه زنان انقلاب اسلامي
وبلاگ براي فردا
وبلاگ فروتن شوكران
وبلاگ گفتمان اصلاحات
وبلاگ شهيد كوي دانشگاه
وبلاگ محافظه كار مدرن(صادق)
ديده بان(نوگل)
وبلاگ نسل سوخته
وبلاگ گروهي از هواداران اكبر گنجي
وبلاگ مبارزان
وبلاگ كليد(احمد رضا حائري)
وب نوشت م.آذين(گنج ما در...)
وبلاگ دختري از جنس ونوس
وبلاگ طنين سكوت(حامد متقي)
وبلاگ سياست عقلاني
ادوارنیوز
مسخ(وبلاگ كاميار چايچي)

آرشیو مطالب
شهریور 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

آرشیو موضوعی
مصاحبه
تحلیل
یومیه
حقوق بشر


 RSS 

طراح قالب



رفتارشناسي مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت بعد از كنگره:

 

 

بازگشت به نقطه صفر

 

 

 

 

 

 بلوار مرزداران تهران در كمتر از يك هفته شاهد مردان سياسي اصلاح طلبي بود كه روزهاي پاياني هفته را در مجتمع امير المومنين گذراندند تا در دوران بيرون مانده از حاكميت برگزاري كنگر ه هاي خود را در فضاي كوچكتر برگزار نمايند اگر مشاركت در ساليان گذشته به لطف مرتضي حاجي اردوگاه شهيد باهنر را در اختيار داشتند و مجاهدين انقلاب هم به واسطه دبير كل خود سالن همايش وزارت كار را براي خود داشتند اين بار به مانند تحكيمي ها خانه بدوشاني شدند كه در نهايت به  مجتمع كوچكي رضايت دادند هر چند تحكيمي ها در دوران حاكميت اين دو حزب نيز خانه بدوش بودند و به دليل تصميم بر دور ماندن از قدرت مغضوبين اصلاح طلبان شدند !!

جبهه مشاركت كه اولين برگزار كننده  كنگره بود بيشترين حساسيت را از سوي رسانه ها به خود معطوف كرد ،چه آنكه تعيين دبيركل جديد اين حزب  بعد از استعفاء "رضا خاتمي" مهمترين دستور كار آن بود و به اين ترتيب بود كه براي نخستين بار در ايران دبيركل يك حزب سياسي به دنبال شكست در انتخابات و در يك حركت دموكراتيك از سمت خود استعفا داد ولي آنچه كه براي اين حزب و طرفداران آن مهم بود جايگزين رضا خاتمي بود و به همين دليل بود كه از ماه ها قبل رايزنيهاي گسترده در بدنه حزب براي جانشيني دبيركل آغاز گرديده بود و در اين بين حتي اصولگرايان هم وارد ميدان شده و به اظهار نظر مي پرداختند و در نهايت و در حالي كه اكثرا "رمضانزاده" را جانشين خاتمي مي دانستند ولي اين" محمد علي ابطحي" بود كه از چند روز قبل از كنگره اعلام داشت كه" محسن ميردامادي" دبير كل مشاركت مي شود و همينگونه هم شد و اينرضا خاتمي و لختي استراحت،عكس از:ابطحي فعال سياسي خط امامي كه از بنيانگذاران سپاه هم مي باشد دبير كل جبهه مشاركت شد تا وضعيت اصفهاني هاي حزب بهتر شود! آنچه كه با دبير كلي محسن ميردامادي موجب برخي دلمشغولي ها شد رابطه اي بود كه بين مشاركت و اپوزيسيون در دوران دبيركلي رضا خاتمي شكل گرفت و موجب استحكام اين دو گروه شد و اين نگراني را دامن مي زند كه به واسطه نگاه حداقلي ميردامادي به گرو ه هاي اپوزيسيون مانند ملي_مذهبي ها آن رابطه كه به ملي_مشاركتي شهرت يافت كمرنگ و يا از بين برود چه آنكه محسن ميردامادي علاقه دارد از طريق ابوزوجه خود ارتباط خود را با علما مستحكم تر كند تا از اين راه  حزب خود را دوباره به قدرت بازگرداند.به هرترتيب هر چند گمانه زني درباره آينده مشاركت زود مي باشد ولي با رصد كردن برخي تغييرات در حزب و نيز استعفاهاي صورت گرفته و روحيات  خاص ميردامادي مي توان اين نگراني ها را تشديد نمايد و اين گمان را تقويت كمي كند كه ملي_مشاركت به موتلفه_مشاركت تبديل شود!!

 

از سوي ديگر مجاهدين انقلاب هم در دو روز گذشته دهمين كنگره خود را برگزار نمود ولي اين كنگره به مانند كنگره مشاركت از سوي رسانه ها زياد با اهميت جلوه نكرد زيرا كماكان همان دبيركل و همان شوراي مركزي بر مجاهدين حكمفرما است و در طول اين چند سال اين حزب سياسي تغيير چنداني را به خود نديده است البه اگر در كنگره مشاركت نيرو هاي اپوزيسيون به واسطه رضا خاتمي حضور داشتند ولي در كنگره مجاهدين اين چپ هاي سنتي بودند كه حضور چشم گيري داشتند و به مانند هميشه اثري از ملي_مذهبي ها نبود و رابطه اين دو گروه كماكان مه آلود است و سران مجاهدين تمايلشان به نيرو هاي چپ سنتي بيشتر است به همين دليل است كه دعوت جبهه دموكراسي و حقوق بشر را رد مي كنند تا با ملي_مذهبي ها مواجه نشوند و دور يك ميز ننشينند هر چند همنشيني بهزاد نبوي و مهندس سحابي در زمستان گذشته از سوي رسانه ها بازتاب گسترده اي پيدا نمود و آن را گامي در جهت رفع اختلافات ديرينه دانستند ولي به نظر مي رسد هنوز تمايلي براي اين مهم از سوي مجاهدين انقلاب ديده نمي شود در هر صورت با نگاهي به دستاورد هاي اين دو كنگره مي توان گفت كه راهكار مشخص و در خور توجه اي براي مهندسي كردن فضاي سياسي كشور از سوي اين دو حزيب مشاهده نشده است و كماكان اعتقاد به اصلاحات حقيقي و ناديده گرفتن اصلاحات حقوقي از مهمترين مانيفست هاي مشاركت و مجاهدين انقلاب است كه در بهترين حالت نام آن را  مي توان بازگشت به نقطه صفر ناميد.  

 

 





معماي دست بوسي؟!

 

 

رهبري در پيام به سيد حسن نصرالله:دست و بازوي شما را مي بوسم

مارتن

 

نفس گير

 

 دست بوسي

 

 كماكان ادامه

دارد!!!

 





پاسخ جمهوريت به اظهارات برادرزاده سردار صفوي

 

 

 

آفت تعصب

 

 

دوست عزيزم ،جناب آقاي "سعيد صفوي"،برادرزاده فرمانده سپاه و عضو ارشد جبهه مشاركت حوزه اصفهان در اظهار نظري كه به نظر مي رسيد شتابزدگي در آن است مطالب مطرح شده در پست قبلي كه در ارتباط با عملكرد سپاه پاسداران و فرماندهي آن بود را به چالش كشيده و آن را كذب محض ناميده است و خواهان مناظره و گفتگو با جمهوريت شده است از اين رو در جهت تنوير افكار ايشان و ديگر مخاطبين ذكر نكا تي ضروري به نظر مي رسد:

 

1-ابتدا خوشحال خواهم شد تا برادرزاده سردار صفوي به تعريف جايگاه خود در سپاه بپردازند و بگويند آيا در مقام سخنگويي اين نهاد پاسخ جمهوريت را داده است و يا شايد از جانب فرمانده سپاه اين نيابت را داشته كه تمامي موارد مطرح شده را كذب محض بداند ولي تا آنجا كه من مي دانم سخنگو سپاه فرد ديگري است و جناب سعيد صفوي هيچگونه مسئولتي در سپاه ندارند و اين را هم مطلع مي باشم كه ارتباط خانوادگي ايشان با فرمانده سپاه هم مسئوليتي را بر وي مترتب نمي سازد از اين رو به وضوح نمايان است كه در پاسخ به جمهوريت بسيار شتابزده عمل نمودند.زيرا تمام سعي نگارنده در پست قبلي اين بوده كه بگويد اين عضو ارشد مشاركت حوزه اصفهان هيچگونه قرابت فكري با فرمانده سپاه ندارد و به صرف همنام بودن نبايد مورد آماج حملات ناجوانمردانه شود ولي چه سود كه.....

 

2-نمي دانم آيا اين دوست عزيز و همرزم گذشته!! كدام قسمت از مطالب مطرح شده را كذب مي داند آيا همان مطلبي كه خود ايشان از قول سردار صفوي نقل كرده اند كه جلوي مردم هنگامي كه به غير از جمهوري اسلامي راي بدهند مي ايستند را نادرست مي دانند كه گناه آن بر عهده ناقل خبر مي باشد و يا ضرب و شتم خودشان توسط نيرو هاي بسيجي را هم كذب مي دانند ،كه اگر اينگونه است بايد به حافظه تاريخي ايشان شك نمود!! در مورد بازداشتگاههاي سپاه هم نبايد ايشان در مقام پاسخگويي بر آيند زيرا هيچگونه مسئوليتي متوجه اين دوست عزيز نمي باشد و مي دانم اطلاع درستي هم ندارند پس بهتر بود حداقل در اين مورد واكنشي نشان نمي دادند.

 

3-سعيد عزيز،بارها اين حقير و ديگر دوستان به حضرتعالي متذكر شديم كه دفاع كوركورانه و متعصبانه از فرماندهي سپاه خوشايندشما كه در مقام اصلاح طلب هستيد نمي باشد و همين تعصب هاي نابجا موجب آن مي شود كه مكررا از جانب برخي افراد آماج برخي كنايه ها قرار بگيري پس اگر نمي خواهي در مقام منتقد سردار باشي حداقل سكوت پيشه خود كن و با اظهار نظرهاي عجولانه دامن به برخي شايعات نزن .بدان و آگاه باش كه تعصب نابجا خود آفت بزرگي است براي انسان .   

 





سخني با ذوب شدگان ولايت

 

جناب هاشمي شاهرودي:

 

نميدانم آيا فرصت گذار به فضاي مجازي داريد تا اين نوشتار را ببينيد يا خير و يا شايد بولتن سازان گوشه هايي از آن را براي شما آماده كنند و يا شايد آنقدر به بازسازي ويرانه تان مشغوليد كه وقت خواندن هم نداشته باشيد ولي بهر حال به اميد آنكه اين چند سطر به دست شما برسد آنرا مي نويسم .يادم مي آيد در اولين روز هاي تصدي تان بر دستگاه قضايي گفته بوديد كه ويرانه اي را تحويل گرفتيد و برنامه شما اين بود كه با مصالح مورد نياز ويرانه را آباد كنيد و نيك مي دانيد كه مهمترين مصالح مورد نياز هم كه در دوران ما بسي گران است همان عدالت بود كه زهي تاسف كه با تمامي منابعي كه در اختيار داشتيد نتوانستيد آن را در فونداسيون دستگاه قضايي بكار بريد و مطمئنم در آينده هم نمي توانيد.چرا كه با صراحت خدمت شما بگويم تا آن زمان كه افرادي همچون سعيد مرتضوي و يارانش در دستگاه تحت امر شما در بالاترين مسند باشند نه تنها ويرانه را آباد نمي كنيد بلكه به همت همين افرادي كه ذكر شد ويرانه را به تلي از خاك تبديل خواهيد كرد .در دوران شما شنيع ترين جنايت ها در نهاد قضايي رخ داد به گونه اي كه  تبديل شدن نام قوه قضاييه به" قوه قصابيه" واقعا زيبنده است. عملكرد مرتضوي كه در كارنامه اش موارد متعدد فساد اخلاقي وجود دارد و همچنين بقاياي باند سعيد امامي در دستگاه قضايي ديگر نام هيتلر را هم رو سفيد كرده است.حبس هاي طولاني مدت ،شكنجه و تعزير ،يورش وحشيانه به منازل،احكام قرون وسطايي و مهتر از آن قتل دگر انديشان و فعالان سياسي و مطبوعاتي و دانشجويان در زندانها ثمره تصدي چندين ساله شما بر دستگاه قضايي است نمي دانم آيا آن زمان كه خبر كشته شدن اكبر محمدي توسط نور چشميتان كه با عنايت شما مدير نمونه سال هم شناخته شد شنيديد، توانسته بوديد خواب آرامي  در كنار همسر و فرزندانتان داشته باشيد و يا شايد اينگونه مسائل ديگر براي شما عادي شده باشد .آيا تا به حال ضربات سنگين تازيانه بر كف پايتان خورده و تاول زده است و مجبور باشيد با همان وضعيت چندين ساعت با پاي برهنه راه برويد و شايد هم فقط نظاره گر بوديد كه چگونه اكبر محمدي و ديگر دگرانديشان به اين  وضعيت دچار بودند.تا به حال شده به شما بگويند با همسرتان فلان عمل را انجام داديم و همسرتان ديگر هرجايي شده است. آري تمامي اين موارد در شكنجه گاه هاي تحت امر شما صورت ميگيرد.

 

جناب شاهرودي،

مي دانيد چرا خاتمي با آن همه مسامحه كاريها باز هم در تاريخ جاودانه ماند؟ چرا كه در جريان قتلهايي زنجيره اي با شجاعت مسئوليت آن فجايع را بر عهده وزارت اطلاعات دولت متبوعش دانست.بدانيد حكم انتصابي آنقدر هم ارزش ندارد كه در مقابل جنايتهاي دستگاه قضايي سكوت كنيد .مي دانم كه در ولايت ذوب هستيد ولي مطمئن باشيد در ولايت ، عدالت را نمي جوييد و مطمئن باشيد خون تك تك عزيزان از دست رفته يعني اكبر محمدي ، زهرا كاظمي و... گريبان شما را خواهد گرفت و سر نوشتي همچون صدام را بايد به انتظار  داشته باشيد. قلبا چنين آرزويي براي شما ندارم .پس بهتر است شجاعت را سر لوحه كارتان قرار دهيد و با صراحت بگوييد كه مسئوليت تمامي اين جنايتها را بر عهده خواهيد گرفت.

و اما روي ديگر سخن با فرمانده سپاه است،

سردار صفوي،

در مورد شما هم نمي دانم كه اين نوشتار به دست شما مي رسد يا كه آنقدر خود را درگير  سپاه قدس و فرستادن موشك هاي خيبر به حزب الله كرديد كه فرصت مطاله هم نداريد ولي مي دانم كه نزديكانتان قرابت زيادي با فضاي مجازي دارند و به شما اطلاع خواهند داد.همه به صداقت شما آگاهند چرا كه وقتي از شما سوال شد كه آن زمان كه مردم پاي صندو قهاي راي بروند و به جمهوري اسلامي نه بگويند چه مي كنيد؟ با صراحت گفتيد كه جلوي مردم مي ايستيد.و نيك مي دانيم كه در زمان قائم مقامي ذوالقدر چه خون دلهايي كه از او به خاطر خودسري هايش و اينكه سپاه را تبديل به باشگاه سياسي كرده بود خورديد .و گمان مي كرديم كه با رفتن او كه شما هم بسيار از رفتنش شاد و مسرور شديد ديگر اخبار ناگوار از خودسريهاي سپاه و بازداشگاه هايش نمي شنويم .ولي گويا تقدير بر اين است كه شما هم همسو با دستگاه قضايي به حبس و تعزير و حتي ربودن دگرانديشان بپردازيد.واقعا جرم" حسن صراحي"چه بود كه نير وهاي خودسر شما او را در منزلش ربودند و حتي به خانواده اش هم با گذشت سه ما خبر ندادند .آيا ويراستاري آثار مرحوم طالقاني جرم محسوب مي شود. كسي كه ابوذر زمان شناخته شد و اگر او نبود افرادي مانند شما به سرداري نمي رسيد.جرم "پيمان مسكين خدا" چه بود كه او را هم در بازداشتگا هاي تحت امر شما نگه داشتيد .آيا انديشه ورزي هم در قاموس شما جرم است.

جناب صفوي،

چرا نبايد از خود نام نيكي باقي گذاريد كه برادرزاده تان كه خط و فكرش با شما همسو نيست و در مشاركت به سياست ورزي مشغول است ولي باز هم براي آنكه هم نامتان است بايد انواع و اقسام كنايه ها را تحمل كند. همان كسي كه همرا ه نگارنده ساليان گذشته مورد ضرب و شتم بسيجياني قرار گرفت كه از حمايتهاي بي دريغ شما برخوردارند.مي دانم كه شما هم به شدت در ولايت ذوب هستيد ولي بدانيد كه اين ولايت تا ابد حامي شما نخواهد بود و همان بلايي كه در چند ماه گذشته در هواپيما براي همرزمانتان بوجود آورد شايد به نوعي در آينده در انتظار شما باشد. پس آنقدر ها هم دل به ولايت نسپاريد و با سخن گفتن از بي عدالتيها و خودسريهاي نيرو هاي سپاهي،سعي در تطهير چهره خود باشيد .و در پايان بايد بگويم:

 

گيرم كه مي زنيد،گيرم كه مي بريد،گيرم كه مي كشيد،با رويش ناگزير جوانه چه مي كنيد!      

 

 





خبر فوري

 

لكه ننگي ديگر بر پرونده سياه حاكميت در نقض حقوق بشر

 

اكبر محمدي در اوين درگذشت

 

طبق اخباری که از صبح امروز در محافل خبری منتشر شده، «اکبرمحمدی» دانشجوی زندانی، دیشب در حمام زندان اوین درگذشته است.به گزارش خبرنگار آفتاب، محمدي كه از سال 78 و به دنبال وقايع 18 تير كوي دانشگاه در زندان به سر مي برد، ديشب و در نهمین روز اعتصاب غذای خود در حمام زندان اوین دچار ایست قلبي شد و تلاش پزشکان زندان نیز برای احیای وی بی نتیجه ماند. هم اکنون پیکر وی برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است.

 

 

 

 

از دیگر سو خبرگزاری ایلنا خبر داد که سهراب سليماني،‌‏ مديركل زندان‌‏هاي استان تهران با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشك زندان بود و شب گذشته نيز فشارش 12 بر روي هفت بود. وي افزوده است : پس از آن كه شب گذشته حال محمدي بد مي‌‏شود، وي به بهداري زندان منتقل و تحت درمان قرار مي‌‏گيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل مي‌‏شود و در آنجا دوباره حالش بد مي‌‏شود كه در حين انتقال به بهداري در مسير راه فوت مي‌‏كند. سليماني در مورد ارتباط فوت اين دانشجوي زنداني با موضوع اعتصاب غذاي وي، گفت: وي اعلام كرده بود كه قصد دارد اعتصاب غذا كند اما آب و چاي مي‌‏خورد و تحت نظر پزشك زندان بود.





نگراني مردم از آتش بازي حاكميت درمنطقه:

 

شهر بوي جنگ مي دهد

 

 

امروز در هر كوي و برزن كه بروي چشمان مضطرب مردم را خواهي ديد كه نگران از جنگي ناخواسته اند و دائما مورد سوال قرار مي گيري كه آيا جنگي در راه است ؟ و آيا دوباره بايد منتظر آژير قرمز از راديو باشند تا چراغهاي خانه را خاموش كنند تا خمپاره ها بر سر منازل آنان فرود نيايد ؟آري مردم نگرانند، نگران از آن دو هواپيما اسرائيلي و آمريكايي كه هفته گذشته بر فراز آسمانهاي تهران ديدند ،نگران از آتش افروزي هاي حاكميت در منطقه اند.مردم هرگاه رييس جمهورشان سخني بيان مي دارد دلشان مي لرزد كه نكند با اين سخنان ديگر كار تمام است و بايد از زمين و آسمان شاهد خمپاره هاي آمريكايي باشند .امروز ديگر مردم ايران خواب آرامي ندارند و هر لحظه آماده شنيدن خبرهاي ناگوارند .مردم در اتوبانها ديگر شاهد بيليبوردهاي گلزار و فروتن و نيكي كريمي نيستند چه آنكه آنها جاي خود را به سيد حسن نصرالله دادند تا با تفنگي در دست به ايرانيان بگويد كه آماده باشيد تا به ما ملحق شويد و آن عملياتي كه نيرو هايش در كشور ما آموزش ديدند در ايران به كار بنديم .واز آن سو در بهشت زهرا عمليات انتحاري آموزش مي دهند تا قبر هاي باقي مانده خالي نماند .واز همه اينها گذشته، خبر هايي هم از شهيد شدن چند تن از پاسداران ايران در لبنان زمينه را براي جنگي ديگر بيشتر آماده مي كند .در ميادين هم ايستگاه مقاومت برپا مي كنند تا با پرچم هاي حزب الله مردم به آرامي سه رنگ سبز و سفيد و قرمز را از ياد ببرند.و در كنار تمام اين موارد پرونده هسته اي نيز با كمك روسيه در شوراي امنيت مراحل پاياني قعطنامه فصل هفتمي را مي گذراند تا در كنار" جنگي ناخواسته از سوي ملت" تحريمهاي آنچناني هم صورت پذيرد تا ايران ايتيوپي ديگر شود. آري مردم نگرانند چون شهر بوي جنگ مي دهد.