تبليغاتX
جمهوریت
آرشیو مطالب   تماس با مدیریت سایت   صفحه نخست  
سایت خبری-تحلیلی - راهبردی جمهوریت سعی دارد منعکس کننده صدای جمهور باشد نه بلندگوی گروهی خاص

سیاست روز
احتمال برکناری سعید مرتضوی قوت گرفت
حمله لباس شخصي‌ها به حسينيه دراويش گنابادي اهواز
جان بلتون از زمان حمله اسرائیل به ایران خبر داد
خودکشی دانشجویان تحت فشار کمیته انظباطی
سرقت لب تاپ محسن امین زاده به روایت ابطحی
تهديد تلفني ۹ تن از دانشجويان منسوب به "طيف چپ"
حراست ایرنا خبرنگار برنا را اخراج کرد
دکتر ابراهیم یزدی :اشکال از ولایت فقیه است/نظام از درون در حال رسیدن به بن بست است
تعرض به یک دانشجوی دختراین بار در دانشگاه زنجان
نسرین ستوده: از ارسال کنندگان اس ام اس تهدید آمیز تحت عنوان"ستاد خبری" شکایت خواهم کرد
اعتبارنامه و مشکل شناسنامه های جعلی
تحلیل بیزینس میدل ایست از تقابل مجلس هشتم و دولت نهم
دستگیری ۸ تن از فعالان زن در تهران
ریاست جمهوری نهم و مرزهای آبی کشور/نوشتاری از اعظم طالقانی
خداحافظی cPanel با سایت‏های ایرانی
پورمحمدی: احمدی‌نژاد بار اول در سال 85 خواست که استعفا بدهم
بیانیه 1200 تن از مدافعان حقوق برابر به مناسبت سالروز 22 خرداد
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
سیاست نویس(حسن محمدی)
موج سوم
یاری
چرک نوشته ها(حامد صالح آبادی)
بوی خاک(محمدرضا یزدان پناه)
پستو(فرزانه آئینی)
روزنه(نرجس حق بیان)
اقتصاد نویس(نرگس رسولی)
وبلاگ آش ايروني
برای هیچ کس(یلدا)
ملی مذهبی
نهضت آزادی
سایت خبری امروز
جبهه مشارکت-مازندران
یاران باران(اصلاح طلبان اصفهان)
شب نوشته ها(مرجان نمازی)
سایت خبری نوروز
آواز نو (وبلاگ حسن اسدی زید آبادی)
نقطه دید
تارنمای سیاسی واجتماعی واندیشه نثرما
سايت موسسه اسلامي زنان
سايت جامعه زنان انقلاب اسلامي
وبلاگ براي فردا
وبلاگ فروتن شوكران
وبلاگ گفتمان اصلاحات
وبلاگ شهيد كوي دانشگاه
وبلاگ محافظه كار مدرن(صادق)
ديده بان(نوگل)
وبلاگ نسل سوخته
وبلاگ گروهي از هواداران اكبر گنجي
وبلاگ مبارزان
وبلاگ كليد(احمد رضا حائري)
وب نوشت م.آذين(گنج ما در...)
وبلاگ دختري از جنس ونوس
وبلاگ طنين سكوت(حامد متقي)
وبلاگ سياست عقلاني
ادوارنیوز
مسخ(وبلاگ كاميار چايچي)

آرشیو مطالب
شهریور 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

آرشیو موضوعی
مصاحبه
تحلیل
یومیه
حقوق بشر


 RSS 

طراح قالب



شاهکار گوگوش،شهیار قنبری و مهرداد آسمانی را حتما بشنوید

عشق یعنی همه چیز

بار دیگر شاه ماهی موزیک ایران،گوگوش،با صدای مخملین خود و با ترانه های جادویی شهیار قنبری عزیزو آهنگهای جاودانه مهرداد آسمانی خلق حماسه ای دیگر در عرصه هنر ایران به وجود آورد وی در این آلبوم به مانند آلبوم قبلی خود گوشه ای از معضلات ایران را نمایان ساخت ترانه آی مردم مردم که به تبعیض جنسیتی در ایران اشاره دارد اوج کار این سه هنرمند می باشد شنیدن تازه ترین اثر گوگوش را به همه دوستان نوصیه می کنم و به همین دلیل شعر آی مردم مردم را تقدیم عزیزان می کنم:

من زن ایرانی
اهل ِ خود ویرانی

آینه ی دق کرده
بس که هق هق کرده

مثل یک کوه ِ یخ
می چکم در مطبخ

از سپاه ِ تسلیم
روز و شب بی تقویم

آی مَردُم مُردَم
باز هم سر خوردم

مُردَم از مَرد ِ بد ِ نامَردم
من به خود نه که به زن بد کردم

من پر از تنهایی
وحشت از زیبایی

در نمد پیچیده
بی هوا پوسیده

بره ی قربانی
ابرک بارانی

آی مَردُم مُردَم
باز هم سر خوردم

مُردَم از مَرد ِ بد ِ نامَردم
من به خود نه که به زن بد کردم

بر تن ِ یاس ِ سفید ِ سفره، جای ِ قلاب ِ کمر می سوزد
لب ِ فریاد ِ مرا می دوزد ، سیرسیرم سیر از مشت و لگد
برده داران ِ حقیر ِ مرگ بو، بر سر ِ بازار عاشق می کُشند
خواب ِ مخمل را بر هم می زنند، این کنیزکان خواهر منند

آی مَردُم مُردَم
باز هم سر خوردم

مُردَم از مَرد ِ بد ِ نامَردم
من به خود نه که به زن بد کردم





خداحافظ ایران

فاطمه حقیقت جو هم رفت همانطور که پیشتر علی افشاری،اکبر عطری،حسین باستانی،مسعود بهنود،ابراهیم نبوی،محسن سازگارا،نیک آهنگ کوثر و دیگر فعالین ساسی ومطبوعاتی که نام آنها در حافظه ام نمی باشد غربت نشینی را بر ماندن ترجیح دادند و رهسپار دول دیگر شدند و بر اساس برخی شنیده ها چمدان برخی دوستان نیز آماده می باشد .آنچه که مشخص می باشد این است که هزینه فعالیتهای سیاسی در ایران آنقدر رو به افزایش است که شجاع ترین مردان و زنان این روزگار را دیگر به پرداختن به آن ترغیب نمی کند و رنج دوری از خانواده و کشور برای آنها سهل تر از ماندن در ایران است و بیشتر سعی بر روشنگری از طریق امواج ماهواره وخطوط اینترنت را دارند هر چند این افراد در هنگام عزیمت دلایلی همچون ادامه تحصیل و معالجات پزشکی را برای رفتن بیان می کنند ولی به روشنی مشخیص می باشد که بازگشتی دیرهنگام را باید از آنها انتظار داشت چه آنکه حداقل در فضای سیاسی بعد از انتخابات و به دلیل مهرورزی بیش از حد آقایان!! و نیز صداقت رو به افزایش اصلاح طلبان حکومتی!! عقل حکمی غیر از ماندن در غربت نمی دهد ولی سوالی که در ذهن نگارنده می باشد این است که آیا فضا آنقدر تیره وتار است که دیگر نباید امیدی به اصلاحات و دموکراسی در ایران داشت و یا باید آنچنان به مانند برخی دوستان امید وار بود ودائما امید دمیده شود که انگار نه انگار که تغییری صورت پذیرفته است ؟اگر فضا ناامیدکننده نیست پس چرا شجاع ترین مردان و زنان دوران ما همچون افشاری و حقیقت جو را به ماندن و ادامه راه ترغیب ننمود؟ همان هایی که سالهای قبل چنان با شور و حرارت از اصلاحات در چارچوب سخن به میان می آوردند و افرادی همانند من را به مبارزه در شرایط گوناگون فرامی خواندند .آیا این دوستان در شرایط فعلی هم ما را به مبارزه تشویق می کنند یا آنکه به مانند خود خواستار همراه شده با اپوزیسیون خارج هستند ؟آیا واقعا راهی جز رفتن باقی نمانده است ؟تکلیف چیست؟





محسن آرمین:

مشکل ما با آقای سحابی مشکل"تاریخی"است

محسن آرمین در برنامه میزگرد سیاسی شبکه ماهواره ای «هما» در گفتگو با داریوش سجادی کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به سخنان مهندس سحابی که گفته بود « آقای آرمین و حزب مطبوعشان هیچ وقت نگفتند که چرا نهضت آزادی و ملی مذهبی ها از گروههای انقلاب نبوده و غیر خودی هستند» گفت: سخنان جناب آقای سحابی از روی عصبانیت و غیرعقلانی به نظر می رسد.

 آرمین  درهمین زمینه افزود : بنده در مصاحبه ای که با ایلنا داشتم ، ضمن استقبال از تاسیس جبهه جدید، اعلام کردم که گروههای سیاسی نمی توانند زیر یک چتر یک جبهه قرار بگیرند.حالا نمی دانم این سخنان بنده چه ربطی به موضع گیری اخیر مهندس سحابی دارد.

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به یادداشتی که در سال 73 در ارگان سازمان مجاهدین نوشته ، گفت: در آن زمان موقعیت سیاسی بسته بود و نظام تنها اجازه حضور خودیها را در صحنه سیاسی کشور می داد و حتی به گروههای چون نهضت آزادی و ملی مذهبی اجازه داشتن حیات سیاسی نمی داد.ما نیز آن موقع دامنه ارتباط با گروههای سیاسی را به خودی و غیر خودی تقسیم کردیم.

آرمین ادامه داد: من هنوز نفهمیدم که چه ربطی بین سخنان بنده و موضع گیری عصبانی ایشان وجود دارد.من فکر میکنم واقعا ایشان کم لطفی کرده اند.

داریوش سجادی پرسید: اقای سحابی همچنین گفته اند که در زمانهای گذشته به ما می گفتند شما به ولایت فقیه اعتقاد و التزام ندارید اما اکنون آنها خودشان هم ولایت فقیه را قبول ندارند!

محسن آرمین در پاسخ به این سوال در حالی که می خندید گفت: سخنان ایشان به شدت تعجب آور است.حتی بنده از طریق واسطه ای همین سخنان را برایشان توضیح داده ام ؛ فکر می کردم ایشان حرفهای ما را قبول کرده باشد.

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب گفت: باز هم می گویم که تشکیل یک جبهه با گروههای سیاسی فعلی امکان پذیر نییست.بنده این تصور را، نگاهی ایده آلیستی می دانم.

آرمین ضمن استقبال از این سخن سحابی که گفته بود « چرا ما را از نیروهای مخالف انقلاب می دانید» گفت: بسیار خوشحالیم که دوستان ما ، خود را از انقلاب می دانند.ما هرگز انقلاب را در انحصار خود نمی دانیم و از چنین موضع گیری هایی استقبال می کنیم.

وی ضمن بیان این مطلب که به زودی به صورت کنتوب پاسه آقای سحابی را می دهد ، مشکل سازمان مطبوع خود با ملی مذهبی ها و نهضت آزادی را «مشکل تاریخی» دانست و گفت: در حال حاضر وحدت لازم است، نه اینکه بیاییم و به سوء تفاهمات دامن بزنیم.

محسن ارمین همچنین در مورد خطر تحجر در کشور گفت: تحجر یک واقعیت است که باید آن را از ریشه تحلیل و مورد ارزیابی قرار داد.اما موضوعی که امروز خطر ناک تر از هر چیز دیگری به نظر می رسد، اقتدارگرایی ست.

 سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب ادامه داد: تحجر یکی از اقسام اقتدارگرایان است.اقتدارگریان افرادی هستند که برای تثبیت قدرت خود همه کاری می کنند و از هر فرصتی استفاده می کنند.حتی از دین نیز استفاده ابزاری می کنند تا قدرتشان تثبیت شود.

آرمین تاکید کرد: تحجر در سالهای پیش از دوم خرداد در حاشیه بود؛ اما در سالهای گذشته توسط برخی از حاکمیت از جمله صداوسیما رواج یافته است.

وی اسلام و راست سنتی را دارای روح تسامح دانست و تاکید کرد: جریان اقتدارگرایی محصول دوره جدید است. در ایام انتخابات اختلاف راست سنتی با اقتداگرایان به اوج خود رسید و در نهایت دیدیم که در انتخابات، نامزد اقتدارگرایان پیروز شد.

آرمین به مواضع روزنامه کیهان در مورد تحجر اشاره کرد و گفت: امروزه حامین تحجر از مخالفان سرسخت حجتیه هستند.

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سخنان اخیر خاتمی مبنی بر « تئوریزه تحجر توسط برخی با ساپورت مالی بالا» را تاییدی بر سخنان خود دانست و ادامه داد: مثلا وزیر راه در سخنان خود در هیات دولت می گوید که «به جای آنکه بودجه هنگفتی خرج جمکران کنیم ، این بودجه را برای ساخت راه جمکران اختصاص دهیم تا زائران به راحتی به جمکران برسند » با انتقاد شدید اعضای هیات دولت روبه رو می شود.

وی تصریح کرد: بسیاری از اعضای دولت جدید تصور می کنند که ظرف دوسه سال آینده باید حکومت را تحویل امام زمان بدهند و در فکر ساخت راه عبور امام زمان هستند.





درددلی با آقای دکتر

در جمهوریت قصد بر این نبود که به اظهارنظرها پاسخی داده شود چه آنکه اکثر آن ایده ها را جهت بهبود وبلاگ به کار بسته و اگر انتقادی نیز بود به دیده منت نگریسته و توجه به آن را امری لازم برای خود دانسته و می دانم هر چند در یکی دو هفته اخیر برخی یاران دیرین از دایره انصاف خارج گردیده وبه تخریب روی آوردند گو آنکه سالهاست با اینگونه تخریبها عقدواخوت پایدار بستند وامید دارم تشکیلات به آنها زبان نقد را آموزش دهد.ولی هدف از نگاشتن این سطور به رغم کسالت حقیر نقد کوتاهی بود که استاد گرامی آقای دکتر <نثرما> در ذیل مطلبی که درباره جبهه خودیها و غیر خودیها در پست قبلی نگاشته بودم برایم به یادگار گذاشتند  و از نویسنده نیز خواستار پاسخگویی شده بودندو جمهوریت به خاطر احترام ویژه ای که برای آقای دکتر قائل می باشد ونیز برای رفع سوءتفاهم و روشن شدن اذهان نکاتی را هر چند کوتاه یادآور می شود:

۱-هیچگاه قصد بر این نبود که اصلاح طلبان به ویژه آقای نبوی را به مانند اقتدارگرایان بدانم واگر دیگر سایتها این عمل را انجام می دهند مسوئلیتش بر عهده خودشان است

۲-این حقیر همانطور که در مطلب بچه های کوچه شهید هدایتی آورده بودم افتخارهمکاری با دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اصفهان را در سالهای گذشته دارم و هنوز هم به آن افتخار می کنم و تجارب بسیار ارزنده ای را از آن جلسات ره توشه فعالیتهای سیاسی خود نمودم

۳-آقای دکتر مطلبی را که در مورد آقای نبوی آوردم اکثرا نقل از آقای زیدآبادی که با شبکه تلویزیونی هما گفتگو می کرد و دیگر روشنفکران عرفی بودهر چند خود نیز به آقای نبوی وسازمان انتقاداتی را دارم.آقای دکتر به صراحت خدمتتان بگویم که صداقتی را که در افرادی همچون دکتر آرمین سراغ دارم در آقای نبوی نمی بینم بخصوص تجربه انتخابات اخیر گواهی است بر این مدعا چرا که همگان می دانند که آقای نبوی در این انتخابات گرایش به چه فردی داشتند و در مصاحبه های اخیرشان با یک هفته نامه گیلانی که بعدا سر از روزنامه اینترنتی روز در آورد هیچگاه با صراحت تمام نتوانستند رفع ابهام نمایند . آقای دکترچرا آقای نبوی وسازمان با قضیه جبهه دموکراسی خواهی اینگونه برخورد کردند مگر شرکت آقای تاج زاده که عضو شورای مرکزی سازمان می باشد در جلسات ملی-مذهبی ها در ایام انتخابات برای تشکیل چنین جبهه ای به مانند رضایت سازمان از به راه اندازی آن نیست پس چرا بعد از انتخابات به یکباره تمامی آن قول وقرارها را به فراموشی سپردند وحتی منکر از در اطلاع بودن سازمان از تشکیل چنین جبهه ای شدند آیا این عمل خود مصداق بارزی از عدم صداقت برخی از آقایان نمی باشد.آیا این عمل یک ترفند انتخاباتی نبود که ملی-مذهبی ها ونهضت آزادی را در انتخابات با خود همراه سازند.؟

۴-آقای دکتر باز هم معتقدم سازمان به تئوری خودی وغیر خودی اعتقاد داد.سازمان بر اساس مسائل ایدئولوژیک و مسائل تاریخی چنین تئوری را قبول دارد.سازمان به نوعی بنیان گذار دیدگاه خودی وغیر خودی است ودر نشریه عصرما در سال ۷۳ پیرامون آن تئوری پردازی کردندو مقالات متعددی در ارگان خود منشر نمودند.مجاهدین انقلاب همانگونه که آقای نبوی در تقسیم بندی که در گذشته ارائه کرده گروهای ملی-مذهبی و نهضت آزادی را غیر خودی اعلام می کندو ترجیح می دهد با نیروهایی کار کند که در منازعات سال ۶۰ در جبهه نیروهای خط امام قرار داشتند.آقای دکتر نمی دانم این سخنان من را قبول دارید یا خیر ولی از شما ودیگر اساتیدم یاد گرفتم که اگر در حزبی فعالیت می کنید نباید آنچنان تعصب داشته باشید که نتوانید خود و حزبتان را نقد کنید واین خود آفت بزرگی برای کارهای سیاسی به شمار می آید.آقای دکتر قصه سازمان و تئوری خودی وغیر خودی فقط به حقیر بر نمی گردد مصاحبه آقای سحابی با خبرگزاری ایلنا را اگر خوانده باشید<شرق -چهارشنبه-۲۰مهرماه-صفحه۶>خواهید فهمید که چه دل پر دردی از سازمان داشتند.

۵-آقای دکتر تمامی موارد بالا دلیلی بر آن نیست که بگوییم مجاهدین انقلاب و اقتدارگرایان به مانند هم هستند که چنین برداشتی ناصواب خواهد بود.در آخر این نکته را هم بگویم که حقیر نیز قربانی تئوری خودی وغیر خودی اصلاح طلبان بدلی هستم .  

 





پافشاری سعید صفوی بر مواضع قبلی خود

سید سعید صفوی در متنی تراژدیک که در نقطه دید منشر گردید ضمن پافشاری بر مواضع قبلی خود که در جمهوریت انعکاس پیدا نمود بود سعی کرد با زبان شعر جواب منتقدین خود را بدهد وی در این دفاعیه دوستان خود را به تقوای الهی و مهرورزی با بندگان خدا فرا خواند متن کامل این نامه را در  اینجا بخوانید.





روایت دیگر از جبهه خودی وغیرخودی

اول بار این آیت ا.. خامنه ای بود که در جمع سران نظام بحث خودی وغیر خودی را مطرح نمود و ضمن هشدار به مسئولین خطر نفوذ غیر خودیها را در بدنه نظام یادآور شد و اولین گام را در تقسیم بندی شهروندان به درجه یک و دو برداشتند هر چند همان زمان افرادی همچون دکتر سروش این نوع تفکر را ریشه در جاهلیت دانستند و به شدت به این سخنان واکنش نشان دادند ولی رهبری در مقاطع مختلف به خصوص در دیدارهای خود با امت همیشه در صحنه!!! همچنان به خطر غیر خودیها هشدار می داد و مصادیق این دسته از افراد را هم اعلام می نمود ودر این بین محافظه کاران به ویژه ذوب در ولایت شدگان نیز در رسانه های خود به افشاگری در مورد ماهیت غیرخودیها می پرداختند ودر دیگر سو اصلاح طلبان نیز به اینگونه تقسیم بندی شهروندان واکنش نشام می دادند.ولی بعد از گذشت چند سال و بعد از پیروزی احمدی نژاد این بار نو محافظه کاران بودند که خواستار تشکیل جبهه ای با نام خودیهای نظام گشتند ولی سوالی که مطرح است این گروه در چه جایگاهی قرار میگیرند وشامل چه افرادی میشوند؟همگان را گمان بر این است که خودیها را فقط اقتدارگرایان و بخصوص احمدی نژاد و یاران وی تشکیل می دهند ولی به نظر می رسد جریان طور دیگری در حال هدایت می باشد زیرا بنا بر برخی اخبار احمدی نژاد نیز خودی به حساب نمیاید چه آنکه اکثر وزیران را رهبری چیدمان نمود هر چند در وزارت خارجه نظر ولی فقیه بر روی ولایتی بود و با دلخوری نظر احمدی نژاد را پذیرفت ولی وزیران انتخابی شخص احمدی نژاد هیچگاه از مجلس همسوی وی رای نیاوردند و شهردار پیشین تهران متوجه شد که زیاد هم خودی به حساب نمیاید بخصوص آن زمان که درانتصاب معاونین وزرا هم با ندایی از بالا مواجه شد که دخالت ممنوع و رهبری که قدرت در حال افزایش سپاه که از یاران احمدی نژاد می باشد را برای خود نگران کننده ارزیابی نمود اقدام به تغییرات گسترده در ارتش نمود و جوانان تحصیلکرده بعد از انقلاب در دانشگاه افسری را در مناصب مختلف گمارد هر چند ارتش در طول سالهای بعد از انقلاب چندان همسویی قابل توجه ای با ولایت نشان نداد ولی در اردوگاه اصلاح طلبان نیز وضع به گونه ای دیگری است هر چند آنان مخا لف اینگونه تقسیم بندیها می باشند ولی طیفی از آنها در عمل نشان دادند که زیاد اهل رفاقت با بعضی ها نیستند و افرادی غیر خودی به حساب می آیند به گونه ای که احمد زیدآبادی می گوید افرادی به مانند بهزاد نبوی از دور که ما<ملی-مذهبی ها> را که می بیند راه خود را کج میکند و حاظر به گفتگو با ما نمیباشد و در زمانی که نمایندگان مجلس ششم تحصن نمودند و آقای نبوی مدیریت این تحصن را به عهده داشت و در حالیکه ملی-مذهبی ها و افراد نهضت آزادی به خاطر همدردی با نمایندگان به دیدار آنها رفتند آقای نبوی صحنه را ترک نمود هر چند در کنگره اخیر مشارکت نبوی به خاطر حفظ ظاهر خوش وبشی با ابراهیم یزدی نمود  ولی این تنها زیدآبادی نیست که به طیفی از اصلاح طلبان حکومتی ایراد میگیرد وآنها را متهم به خودی و غیر خودی نمودن میکند بلکه دسته ای از روشنفکران عرفی نیز همچون مردیها ودیهیمی در مقاطع مختلف این دسته از اصلاح طلبان را به باد انتقاد می گیرند وآنها را به مانند اقتدارگرایان میدانند .حال سوالی که به ذهن میرسد این است که آیا جبهه خودیهای نظام که این روزها مطرح گردید فقط شامل یاران قابل اعتماد رهبری میباشد یا مخرج مشترکی از دو اردوگاه اصلاح طلبان و اقتدارگرایان با محوریت خودیهای این دو گروه ؟هر چند گزینه دوم محتمل تر به نظر می آید.





بازتابهای یک مصاحبه

تقابل دو دیدگاه

آن هنگام که مهدی مقدری به فکر راه اندازی وبلاگ شخصی خود بود گمان نمی کرد که در مدت زمان کوتاهی باید وبلاگش به صحنه رویارویی با یار دیرین خود سعید صفوی شود جه آنکه صفوی در گفتگو با جمهوریت به بیان مطالبی پرداخت که به نوعی آن را باید رنسانس فکری وی قلمداد کرد واینگونه بود که وی از اشتباهات مکرر حزب مشارکت گلایه وبه نقد مواضع این حزب پرداخت تا آنجا که شعار مشارکت را یک شعار شکمی دانست هر چند خود در مقام مسئول شاخه جوانان مشارکت حوزه اصفهان بود و اینچنین شد که مهدی مقدری این همرزم دیرین سعید در مقام نقد وی برآمد واول بار ضمن اعتراض به اینگونه مواضع این گمان را در وبلاگش تقویت کرد که جمهوریت تحت شکنجه از صفوی مصاحبه نمود و در همان مطلب خواستار برگزاری میزگرد چالشی با مصاحبه کننده و مصاحبه شونده شد و اینگونه بود که جمهوریت خواستار ارایه نقد منصفانه وبی رحمانه از مقدری شد هر چند وی ترجیح داد زبان نقد را در وبلاگش تمرین کنداز سوی دیگر جمهوریت شاهد انواع و اقسام نظرها در ستون ویژه خود بود از انتساب کردن سعید به بیت خشونت تا تحسین وی به خاطر این مصاحبه از سوی دیگر برخی خبرها نیز حاکی از فشار بر صفوی بود به گونه ای که مراسم افطاری مشارکت اصفهان در شامگاه پنجشنبه به صحنه رویارویی دوستان مشارکتی با مسول شاخه جوانان حوزه گشت هر چند پیشتر مقدری در ونوشه از احتمال شکایت از صفوی به کمیته داوران مشارکت اصفهان خبر داد ودر همان مطلب از زبان دیگر عضو مشارکت اصفهان یعنی رشید اسماعیلی که گرایش ملی-مشارکتی وی بیشتر نمایان است وهم زمان عهده دار وبلاگ فریاد جمهور نیز می باشد به زبان گلایه از سعید پرداخت به طوریکه مقدری در تشریح وضعیت رشید بعد از خواندن مصاحبه از سرخی گونه های وی به مانند لبو اشاره کرد واینچنین بود که این دو عضو مشارکت که بنا به گفته مقدری از با تعصبهای حزب به شمار می آیند بسیار ناراحت از موضع گیری سعید بودند به گونه ای که بنا بر برخی اخبار همین همرزمان دیروز به سعید یادآور شدند که چهره خوبی از او در یاد ندارند وبا این مصاحبه بدتر نیز گشت و اینچنین شدکه بهروز شجاعی مدیر وبلاگ نقطه دید فرصت را مناسب دید و در حاشیه ظیافت افطار مشارکت به مصاحبه با صفوی اقدام نمود وسعید نیز ضمن پا فشاری بر مواضع خود به حمایت از فرمانده سپاه پرداخت هر چند معتقد بود در نظام ایران خط قرمزی وجود ندارد وی در همان مصاحبه نوک تیز انتقادات خود را سوی افرادی نشانه گرفت که از آنها به عنوان عناصر ناخالص مشارکت یاد نمود وهمین جمله کافی بود که دیگر بار مقدری را برآشفته سازد و در ونوشه برای بار چندم اعتراض خود را به سعید اعلام دارد و برای این کار نیز لازم دید نبش قبر کند و به صفوی بعضی خاطرت گذشته مخصوصا ایام دانشگاه را یادآوری کرده و حتی برخی دوستان قدیمی را نیز به شهادت فرا خواند هر چند بعضی کامنتها در وبلاگ ونوشه و وبلاگ جمهوریت خود این براشفتگی وی را تشدید نمود.ودر این بین بهراد بهشتی بود که سعی نمود مدیریت بحران کند ودر مقام میانجی ایفای نقش نماید و با رایزنی با دو طرف به آنها یادآور شد که اوضاع را بیش از این آشفته تر نسازند تا بهانه به دست فرصت طلبان ندهند واینگونه بود که مقدری ضمن حذف آخرین مطلبش در ونوشه اعلام آتش بس نمود و اولین گام را در جهت تایید صحبتهای پدر معنوی خود برداشت و همگان منتظر اقدام سعید می باشند هر چند به نظر می رسد سعید نیز گوش به نصایح بهراد بسپارد و در این بین جمهوریت فقط ناظر اوضاع بود چه آنکه کار حرفه ای این را می طلبد و ادامه این مسیر برای جمهوریت با همین سبک عملی واجب تلقی می شود.

 

 





پیش درآمد:وبلاگ جمهوریت از این پس قصد دارد در برخی مواقع مصاحبه ای داشته باشد با بعضی فعالان سیاسی ودانشجویی که در رهگذر هیاهوهای کاذب سیاسی به رغم تاثیر گذاری فراوان در عرصه اجتماعی نام ونشانی از آنها در عرصه رسانه ای دیده نمی شود آنهم به دلیل کارکرد انحصاری اغلب رسانه های کشورهر چند اکثر این عزیزان خود تمایلی به اینگونه مصاحبه ها ندارند.در اولین گام سراغ یکی از همین جوانهای فعال رفته و درباره مسائل جاری کشور صحبت نمودم .سیدسعید صفوی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روابط بین الملل است وی عضو جبهه مشارکت منطقه اصفهان و دبیرکل سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد می باشد هر چند در این گفتگو اعلام نمود قصد کناره گیری از کارهای تشکیلاتی جبهه مشارکت دارد وی اکنون خود را در مقام نقاد مواضع برخی اصلاح طلبان می داند و از برخی همرزمان خود نیز گلایه گفتگوی من با سعید در نخستین ساعات روز جمعه صورت پذیرفت.


ضمن قبول سخنان رهبری مبنی بر پایگاه دشمن بودن مطبوعات دوم خردادی

سعید صفوی:برخی مطبوعات دوم خردادی آب به آسیاب دشمن می ریختند

*باید از شورای نگهبان تشکر کرد که آبروی آقایان را خرید وآنها را در انتخابات مجلس رد صلاحیت کرد

*نبردبان پرش برخی دوستان شدیم.

*شعار"آینده از آن ماست"یک شعار شکمی است.

سید سعید صفوی در پاسخ به سوالی درباره اینکه از چه موقع احساس نمود که اصلاح طلب شده است گفت:مطمئنا در ابتدا ویژگیهای شخصیتی من نزدیک به اندیشه اصلاح طلبی بوده و خیلی قبل از اینکه آقایان مدعی مهرورزی باشند مهرورز بوده ایم ضمن آنکه نباید شرایط زمانی که شروع به فعالیتهای سیاسی نمودم را از نظر دور داشت.

 وی در مورد سخنان رهبری مبنی بر پایگاه دشمن بودن مطبوعات دوم خردادی اظهارداشت:متاسفانه برخی از این مطبوعات دچار افراط وتفریط شده بودند وعملا آب به آسیاب دشمن می ریختند وی در همین زمینه افزود:زمانی فرمانده سپاه سخنانی را درباره روزنامه نگاران مطرح نمودند ولی این سخنان با تحریفهای بسیار زننده برخی مطبوعات دوم خردادی در سطح وسیع انتشار یافت و علی رغم اینکه روابط عمومی سپاه در چند نوبت مبادرت به تکذیب آن مطالب پرداخت ولی مطبوعات آن زمان از درج تکذیبیه سپاه استنکاف ورزیدند واین عمل نشانه ای از بی درایتی آقایان وافراط و تفریط می باشد.او همچنین در مورد جبهه مشارکت وشکستهای پیاپی این حزب سیاسی در عرصه انتخابات گفت :برخی احزاب اصلاح طلب بخصوص مشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب بعد از دوم خرداد وبعد از چند پیروزی پیاپی بر این گمان بودند که دیگر تا ابد پیروز نهایی می باشند وبه همین دلیل نتوانستند ارتباط مناسبی با توده مردم داشته باشند و رفته رفته پایگاه مردمی خود را از دست دادند ضمن آنکه عدم اجماع اصلاح طلبان نیز مزید بر علت می باشد وی در همین زمینه افزود:در انتخابات شوراها که دیگر رد صلاحیتی نبود آقایان نتولنستند در کلان شهرها رای بیاورند ودر مورد انتخابات مجلس نیز اگر باز هم رد صلاحیت نمیشدند مطمئن یاشید رای نمی آوردند وتنها اتفاقی که می افتاد این بود که اقلیت قوی جانشین اقلیت ضعیف می شد و بابت همین امر نیزباید از شورای نگهبان تشکر کرد که آبروی آقایان را خرید وآنها را ردصلاحیت کرد.صفوی در مورد انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز گفت:در انتخابات اخیر نیز شاهد بودیم که برخی دوستان مشارکت وبخصوص سران مجاهدین انقلاب با کاندیدای خود وهمچنین با مردم صادقانه برخورد نکردند ودر حالی که قلبا با آقای هاشمی بودند و آقای نبوی در آستانه انتخابات با پسر آقای هاشمی پالوده می خورد وبعدا نیز به دروغ آن را تکذیب می کند دکتر معین را در این بین بازی می دهند ویا اینکه آقای دادفر می گوید می دانستیم دکتر معین رای نمی آورد وفقط به خاطر یارگیری در انتخابات شرکت کردیم خوب اینها همگی نشانه هایی از عدم صداقت آقایان می باشد وی در مورد شعار اخیر جبهه مشارکت مبنی بر اینکه "آینده از آن ماست"اظهار داشت:این شعار یک شعار شکمی است زیرا با تفکر فعلی حاکم بر حزب نباید چنین شعارهایی داد زیرا وقتی در جریان انتخابات اخیر برخی شهرها ستاد دکتر معین فعال نبوده ویا کسی مسئولیت ستاد را نمی پذیرفت چگونه می خواهند ارتباط با روستاها را در دستور کار خود قرار دهندو روستاها را فعال کنندهر چند بر این باورم که انتخابات اخیر نشان داد که سطح درک توده مردم از اوضاع چقدر پایین است .این کارشناس روابط بین الملل همچنین درباره پرونده هسته ای ایران وخطر رفتن پرونده به شورای امنیت گفت:به نظر من برخورد اخیر شورای حکام با پرونده هسته ای ایران و قطعنامه آن نوعی واکنش درمورد سخنان احمدی نژاددر سازمان ملل می باشد واگر ایشان به سازمان ملل نمی رفتند خیلی بهتر بود وی در همین زمینه افزود:ترکیب قبلی هیات مذاکره کننده و بخصوص دکتر روحانی به مراتب قوی تر وبهتر از ترکیب فعلی است ورئیس جمهور حداقل تا به سرانجام رسیدن این پرونده نمیبایست ابن افراد را تغییر می داد.صفوی در پایان این گفتگو خبر از کناره گیری خود از کارهای تشکیلاتی جبهه مشارکت اصفهان داد ودر این باره گفت:قصد کناره گیری از کارهای تشکیلاتی جبهه مشارکت را دارم وتنها به عنوان یک عضو باقی خواهم ماند زیرا احساس می کنم من وبرخی دیگر در این چند سال نبردبان ترقی بعضی دوستان شده بودیم و در همین زمینه از برخی همرزمان خود نیز گلایه هایی دارم که آن را به فرصت دیگر موکول می کنم ولی بدانید که سعید سالهای اخیر با سعید سالهای ۷۸-۷۹ تفاوتهای زیادی  نموده است.


 





جبهه مشارکت و چالشهای پیش رو

کنگره هشتم جبهه مشارکت در دو روز آینده در حالی برگزار می شود که بعد از واگذاری تمامی ارکان قدرت به محافظه کاران مسئولان این تشکل سیاسی از ضرورت پوست اندازی این حزب سخن به میان آوردند و دبیرکل آن هم ضمن قبول شکست در انتخابات اخیر و پذیرفتن مسئولیت آین شکست از استعفا خود از سمت دبیرکلی خبر داد.به نظر می رسد اصلاح طلبان ودر راس آن جبهه مشارکت در رسیدن به اهداف اصلاحات که۱-بسط آزادی های فردی ۲-تعمیق دمکراسی ۳-تشکیل جامعه مدنی در مقابل جامعه توده وار فعلی و استبدادزده ما ۴-رفتن به خانواده جهانی و آشتی با دنیا بود موفق و کامیاب نبوده اند که اگر سرسختی اقتدارگرایان را در مقابل این چهار رکن را کنار گذارده در باقی موارد اصلاح طلبان و بخصوص جبهه مشارکت سهم به سزایی در ناکامی های اخیر داشته اند .مشارکت در حالی به مقابله با تز خودی و غیر خودی می پرداخت که خود یکی از مروجین آن در بدنه این حزب بود و متاسفانه نتوانست بین شکاف ایجاد شده بین ملت وحکومت پل بزند و اعتمادسازی کند امری که در اتنخابات اخیر به وضوح نمایان گشت و با کاندیدای حزب خود نیز صادقانه برخورد نکردند.در کنار این موارد مشارکت متاسفانه در مواقعی به اردوگاه اپورتونیستها تبدیل گشت و افرادی که خود قلبا اعتقادی به اصلاحات نداشتند وارد این حزب گردیده و آن را نبردبان پرش خود قرار دادند.در بعد تئوریک نیز این حزب به شدت دچار ضعف می باشد زیرا در مواردی در چند سال اخیر مشاهده گردید جبهه مشارکت در مقام مهندسی کردن جامعه ایران ظاهر گردید در حالی که مهندسی کردن جامعه از آن هوس هایی است که متفکرانی مانند "هایک" به ما آموخته اند که خیلی عملی نیست و سیاست مدار کسی است که به جای هوس مهندسی کردن جامعه مقتضیات را شناسایی کند و متناسب با آن و اهدافی که تنظیم می کند بتواند راه کارهایی مناسب ارائه کند .به نظر می زسد کنگره هشتم فرصت مناسبی باشد که آقای دبیر کل به جای طرح مسائل احساسی به دنبال اعتمادسازی با توده مردم باشد و اولویت نخست را در سیاست ورزی صادق بودن با مردم بدانند.